المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

229

مروج الذهب ( فارسى )

و ملوك عرب از مضر بن نزار بن معد و ربيعة بن نزار و أنمار بن نزار بوده‌اند و نضريه از بنى نضر يمن بوده‌اند و اعقاب قحطان نيز پادشاهانى داشته‌اند و هر طايفه‌اى پادشاهى برگزيد از آن رو كه پادشاهى نبود تا همه را همسخن تواند كرد زيرا ارسطاطاليس معلم اسكندر كه وزير او بود در يكى از نامه‌هاى خود اين مطلب را به او ياد آوردى كرده بود و اسكندر با پادشاه هر ناحيه مكاتبه كرد و او را بر ناحيه خود پادشاهى داد و تاج بخشيد و خلعت داد كه هر يك از آنها در ناحيه خويش مستقل شد و پادشاهى در اعقاب او بماند و متصرفات خود را نگه ميداشت و در پى متصرفات تازه بود . پادشاهى طوايف به نظر بسيارى از علاقمندان اخبار سلف پانصد و هفده سال بود و اين مدت از پادشاهى اسكندر بود تا ظهور اردشير پسر بابك پسر ساسان كه بر ملوك الطوائف استيلا يافت و اردوان شاه را در عراق بكشت و تاج او را بسر نهاد . او را در يك جنگ تن بتن بر ساحل دجله بكشت و آغاز پادشاهى اردشير از اين روز بشمار است كه بر ديگر ملوك الطوائف استيلا يافت و كشور بپادشاهى اردشير استقرار گرفت بعضى از ملوك الطوائف را اردشير پسر بابك بكشت و بعضى ديگر مطيع پادشاهى او شدند و دعوتش را پذيرفتند . و ملوك الطوائف ما بين ايرانيان طبقه اول كه گفتم و طبقه دوم يعنى ساسانيان بوده‌اند . ابو عبيده معمر بن مثنى از عمر كسرى از كتاب اخبار الفرس وى ( كه در آنجا از طبقات ملوك قديم و جديد و اخبار و گفته‌ها و نسب‌هايشان با شهرها كه ساخته و ولايتها كه نهاده و نهرها كه كنده‌اند و خاندانهاى معروف ايران و عنوان هر كدام از شهرك و غيره سخن دارد ) نقل كرده كه گفته است اول پادشاه از ملوك الطوائف اشك پسر اردوان پسر اشكان پسر آس جبار پسر سياوش پسر كيكاوس شاه بود كه بيست سال پادشاهى كرد . پس از اشك شاپور پسر اشك بود كه شصت سال پادشاهى كرد و در سال چهل و يكم حكومت